تبليغاتX
عشق
عشق
اخه من دوست دارررررررم.

"دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم."

من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت."

"اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست."

"عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید."

چه زیباست تو را دوست داشتن زیر باران
چه زیباست تو را دیدن در تک تک قطره هایش
و چه زیباست وقتی که با ابرها فریاد میزنم

 

معشوق من! بي تو غزل من قافيه و وزن ندارد

بي تو شمع وجود من دگر پروانه اي در بر ندارد

بي تو اوراق دلم دگر رنگ و بويي ندارد

بي تو ابياتم دگر حافظ و سعدي ندارد
دوستت دارم. مهسای نازم

الهی قربونت برم عشق من همه کسه فرهنگ نفسه منه دیگه ای جانم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 21:12  توسط فیفیل  | 

 

 تو معنی یه احساسه قشنگی

     

دلم تنگ است تنگ صدایت، تنگ نفسهایت که در هر تماس می دانستم چند نفس کشیدی!
دل تنگیم را کسی نمی فهمد! کسی نمی داند چه می گویم!
سنگ صبورم این دو موجود بی جان وسرد"قلم و کاغذند"!همیشه به آنها پناه می برم!
درد و دلم را به آنها می گویم!
ولی این بار دل تنگیم در آنها هم گنجایش ندارد!
توان نشان دادن خستگیم،تنهاییم ... را ندارند!
آنقدر دلم تنگ است که حتی زبانم هم از بیان آن عاجز است!
فقط دلم می داند و دلم...

می نویسم از...

می نویسم از تو،از تو ای پاک ترین،تازه ترین نغمه ی عشق.

تو که سر سبز ترین منظره ای،تو که سرشار ترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم.

وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم بود.

به تو می اندیشم وبه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم.

روزها می گذرد عشق ما رو به خدایی شدن است.

رو به برتر شدن از هر حسی که در این عالم خاکی پیداست.

دوستت می دارم از همین نقطه ی خاکی تا عرش.

دوستت می دارم از زمین تا به خدا.

                                            دوستت دارم...
                                                           تقدیم به خودت ای فرشته ی ناز خدا ...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 12:37  توسط فیفیل  | 

فدات بشم  عشق من مهسای من جوجوی منه فر شته ی منه

  خیلی دوسش دارم اخه خیلی نازه.جوجوی من

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:33  توسط فیفیل  | 

 

- من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نيست که چه کار مي کنيد، که هستيد و کجا زندگي مي کنيد؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت.( جوليا رابرتز)

 

-عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد (کي نودسن )

 

تو را دوست دارم

تویی آن ماه شب تاریک دل تنگم

تویی آن تنها عشق من

تو را دوست دارم

در هر جا که باشی

تویی تنها امید من برای بودن

وقتی که دیگر رمقی در پاهایم برای رفتن ندارم

ونور چشمی برای دیدن ندارم

تو همچون خورشیدی از دور می آیی

دست من را می گیری

ولی با خود نمی بری

ای تنها امید من دستم را بگیر

باخود ببر از این دیار

دلم بی تو نیست میشود

بی تو من غمگینم

ای زیبای من باز هم بیا

تو را در رویا نمی خواهم

تو را با تو میخواهم

ای عشق من،عاشقت هستم

تو را دوست دارم

.

خون من یعنی وجودم، بی خون من هیچ و پوچم

‌بارها در عشقنامه نوشتم، خون من مهر وجودت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:19  توسط فیفیل  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 18:54  توسط فیفیل  | 

 مهساجونم والنتاینتمبارک   

 

      دوست دارم نفسم.میمیرم واسه چشمای قشنگت گلم    

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوستت دارم... 

 

  ميدوني اينجوري خوبيش چیه؟؟؟ 

 

 خوبیش اینه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي 

 

 باز من يه دونه دوستت دارم 

 

می خوام بیام بخورمت عسلم وای که چقد شیرینی تو مهسا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:28  توسط فیفیل  | 

گاهی سکوت 
    تنها بهانه ایست که می تواند 
                      تورا به عشق نگاهم
                                         فرا خواند.

 

 ای همه ی وجوده من نبوده تو نبود من  

   ای همه ی وجود من نبود تو نبود من

ای کوه پر غرور من سنگ صبوره تو منم

ای لحظه سازه عاشقی عاشق با تو بودنم

 بیا تا دوباره با هم باشیم بیا تا لحظه هامونو مرور کنی

م تا به احساس هم برسیم تا درک کنیم تا بفهمیم هم رو

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو  

  سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو.

 ...

هنوز به عشقم متعهد موندم با هر کسی رو به رو شدم

و حرف زدم گفتم که عشقی دارم و عاشق شدم چون عاشقی همیشه یکباره ...

..........................

پيري مانع از عشق نيست. اما عشق تا حدي مانع از پيريست  

(ویکتور هوگو)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:55  توسط فیفیل  | 

کنار آشیانه تو آشیانه می کنم

 

 

فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

 

 

کسی سوال می کند برای چه زنده ای

 

 

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

 

همیشه از نگاه تو ، با توعبور می کنم

 

از اینکه عاشق توام ، حس غرور می کنم

 

دوباره با سلام تو ، تازه تازه می شوم

 

با نفس ساده تو ، غرق ترانه می شوم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:7  توسط فیفیل  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 18:52  توسط فیفیل  | 

    

 سلام به ناز ترین فرشته ی خدايا که نسیب من شده.

مهسا جونم  دوست دارم بدونی که خیلی دوست دارم.

روزی هزار بار  خدارو شکر میکنم که عشقی مثل تو دارم.

اگه تو این دنیای  بزرگ هیچ کسی رو  هم نداشته باشم ولی یک  نفر رو  دارم

 که از تهه قلبش من و دوسم داره.

بدون که من هم دوست دارم وواست میمیرم

.عشقم

 .نفسم

.محربونم

.فدات شم من الهی قربونه نازترین دختر دنیه برم که نسیب من شده.

 

من عشق را در تو

               تو را در دل

                  دل را در موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم.

من غم را در سکوت

               سکوت را در شب

                      شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم.

 

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

                       زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم.

 

کلمه ی عشق را تقدیم به کسی که آفتاب مهرش در آشیان دلم هرگز غروب نخواهد کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:44  توسط فیفیل  | 

نمي‌دانم كه دردم را سبب چيست؟
همي دانم كه درمانم تويي بس ...

اگه ميدونستي دستاي من چقدر به دستاي گرمت نياز داره هيچ وقت اونا رو تو دماغت نمي كردي.

چند تا جوک بامزه

به ترکه ميگن بن بست رو تعريف کن ميگه ميري...ميري....ميري... ديگه نميري.

دوست دختر غضنفر بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.غضنفر میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه.

نفهم ... بی لیاقت ... احمق ... بی شعور ... به کسی میگن که قدر گلی مثل تو رو ندونه.

مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید.

به خروسه ميگن مرغ چند حرف داره؟ ميگه: قربونش برم حرف نداره.

یارو کناره ساحل بوده که یک دفعه یک زنه لخت از آب میاد بیرون یارو میگه: جل الخالق، همه چی دیده بودیم الا جنده ماهی .

دوست دختر ترکه براش اس ام اس ميزنه: امشب بيا خونمون كسي خونه نيست تركه هم خوشش مياد سند تو آل ميكنه.

 

برای  دیدن تو   آنقدر  صبر   می کنم   که   زمین  و  زمان  فریاد  سر   دهند.

برای  زیبایی  چشمهایت  آنقدر  بر  خود  می بالم تا بهار به تو حسادت کند.

برای  گرفتن  دستهای  گرم  تو  آنقدر  نزدیک می شوم تا کوه  یخ  آب  شود.

برای دوباره آمدنت آنقدر حسرت می خورم تا زمستان به حسرتم حسد کند.

برای داشتن  تو آنقدر می گریم تا ابر پاییزی از  اشکهای من  گریه اش  بگیرد.

برای  روی  زیبای  تو  آنقدر  به تو خیره  می شوم  تا  ماه پیش تو  کم  بیاورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:41  توسط فیفیل  | 

 

دوش می​آمد و رخساره برافروخته بود  .  تا کجا باز دل غمزده​ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی  .  جامه​ای بود که بر قامت او دوخته بود.

                              

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی    دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

 

به کوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد.
به ابر گفتم عشق چيست؟باريد.
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد.
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد.
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چيست؟
اشک از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانه گيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:19  توسط فیفیل  | 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند

.

قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

.

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند

.

تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 نمي دانم چه می خواهم بگویم. زبانم در دهانه باز بسته است

 دره تنگه قفس باز است و افسوس که باله مرغه اوازم شکستست

نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد 

خیاله ناشناسی آشنایم گهی می سوزاندم گه می نوازد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 12:18  توسط فیفیل  | 

سلام ببخشید چند روزی بود که نبودم

اخه یه کم سرما نوشه جون کرده بودم

اگه ديدي يه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا ميزنه فکر نکن يه نفر زده و چپش کرده . ديوونه داره به قيافت ميخنده

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 10:54  توسط فیفیل  |